یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۸
نظرات: ۱
۰
-
[روزبه کردونی] وقتی ارتش آمریکا «اجاره‌ای» می‌شود

تیموتی اسنایدر یکی از جمله روشنفکران آمریکایی است که دلایل اصلی این جنگ را تشریح می کند. برای ما ایرانی‌ها که آماج این حملات هستیم، نقد اسنایدر اهمیتی دوچندان دارد: او به ما نشان می‌دهد که این جنگ علیه دموکراسی در خود آمریکا و علیه وجدان بشری است.

روزبه کردونی - روزنامه اطلاعات: در میان هیاهوی جنگ و دود بمب‌ها، شنیدن صدایی که از درون همان اردوگاهِ مهاجم برمی‌خیزد، مهم است. تیموتی اسنایدر، تاریخ‌دان برجسته دانشگاه ییل، از جمله روشنفکران آمریکایی است پس از جنگ علیه ایران، دلایل اصلی این جنگ را تشریح می کند. برای ما ایرانی‌ها که آماج این حملات هستیم، نقد اسنایدر اهمیتی دوچندان دارد: او به ما نشان می‌دهد که این جنگ نه فقط علیه سرزمین ما ما، که علیه دموکراسی در خود آمریکا و علیه وجدان بشری است. او با زبان معیارهای خودِ غرب، پرده از ریاکاری و فسادی برمی‌دارد که رهبران واشنگتن ترجیح می‌دهند در پشت شعار «مهار هسته‌ای» پنهانش کنند. در دنیایی که صدای مخالفان جنگ خاموش می‌شود، خوانش یادداشت اسنایدر، یادآوری این حقیقت است که تاریخ همچنان قاضی بیداری است.

جنگ علیه ایران: نابودی دموکراسی به بهای فساد

تیموتی اسنایدر، تاریخ‌دان برجسته و استاد دانشگاه ییل -که کتاب‌های «درس‌هایی درباره آزادی» و «راه ناآزادی» او به تحلیل تهدیدهای معاصر علیه دموکراسی اختصاص دارد- در یادداشت اخیر خود (مارس ۲۰۲۶) درباره حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، دو چارچوب تفسیری برای فهم این رویداد ارائه می‌دهد: نخست، جنگ خارجی به مثابه سازوکاری برای نابودی دموکراسی در داخل آمریکا؛ دوم، جنگ به مثابه فساد در سیاست خارجی و سوم جنگ به عنوان عنصری از فساد شخصی رئیس‌جمهور.

۱. جنگ خارجی و مرگ تدریجی دموکراسی

از منظر اسنایدر، توجیهات رسمی واشنگتن مهار هسته‌ای و تغییر حکومت ایران نه تنها باورپذیر نیستند، بلکه در تضاد آشکار با ادعاهای پیشین دولت ترامپ درباره نابودی برنامه هسته‌ای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ قرار دارند. در حالی که موافقان جنگ استدلال می‌کنند که مهار ایران برای امنیت منطقه و متحدانی چون اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس ضروری است، اسنایدر بر اساس شواهد موجود این استدلال را ناکافی می‌داند.

او معتقد است برای فهم این جنگ باید از منظر سیاست داخلی آمریکا نگاه کرد، نه سیاست خارجی. تجربه تاریخی نشان داده که جنگ‌های خارجی همواره ابزاری برای تضعیف دموکراسی‌ها بوده‌اند. از آلمان نازی در ۱۹۳۳ تا دوران مک‌کارتیسم در آمریکا، الگویی تکراری دیده می‌شود: جنگ، بهانه‌ای می‌شود برای سرکوب مخالفان، تحدید نهادهای مدنی و ایجاد اتحاد ملی ساختگی حول یک رهبر. در این چارچوب، تهدید خارجی (واقعی یا fabricated) وسیله‌ای است برای «مرگ تدریجی دموکراسی» در داخل.

۲. فساد به مثابه سیاست خارجی

اسنایدر در تبیین انگیزه‌های واقعی جنگ، دو شعار محوری واشنگتن را در بوته نقد مستند می‌گذارد و تأکید می‌کند که این ادعاها به‌عنوانِ خودِ تبلیغات، باورکردنی نیستند.
· نقد شعار نخست (مهار هسته‌ای): این ادعا که ایران در آستانه ساخت بمب هسته‌ای بوده، هرگز به طور مستقل اثبات نشده است. آخرین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (فوریه ۲۰۲۶) تأکید می‌کند که «هیچ شواهد موثقی دال بر انحراف مواد هسته‌ای به سمت اهداف نظامی در ایران یافت نشده است». عجیب‌تر آنکه این ادعا از سوی دولت آمریکا مطرح می‌شود که خود در ژوئن ۲۰۲۵ رسماً اعلام کرد برنامه هسته‌ای ایران را «به طور کامل نابود کرده است». 

اگر هدف حاصل شده، ادامه جنگ چه توجیهی دارد؟· نقد شعار دوم (تغییر حکومت): «تغییر حکومت» نیز شعاری متناقض با وعده‌های پیشین است. مخالفت با جنگ‌های تغییر رژیم در عراق و افغانستان، یکی از ارکان اصلی شعار «اول آمریکا» در کارزارهای انتخاباتی ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴ بود. دونالد ترامپ در مناظره اکتبر ۲۰۲۴ گفت: «ما دیگر پلیس جهان نیستیم. رژیم‌ها را مردم خودشان باید عوض کنند، نه بمب‌های ما.» حال، تنها هجده ماه پس از آن اظهارات، دقیقاً همان سیاست در حال اجراست.

اسنایدر سپس پرسش کلیدی را مطرح می‌کند: پس واقعاً چه کسانی و چه منافعی پشت این جنگ قرار دارند؟ پاسخ در پیوند منافع ژئوپلیتیک منطقه‌ای با منافع شخصی خانواده حاکم بر کاخ سفید نهفته است. رقابت دیرینه ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل، یک ویژگی ساختاری پایدار در منطقه است. اما این رقابت، هنگامی که با منافع شخصی و فساد مالی گره می‌خورد، معنایی تازه و هشداردهنده می‌یابد.

۳. پیوند با منافع شخصی: ارتش اجاره‌ای

اینجاست که اسنایدر به فساد شخصی به عنوان دومین چارچوب تفسیری می‌پردازد. او با اشاره به سرمایه‌گذاری‌های کلان برخی کشورهای خاورمیانه در شرکت‌های خانوادگی ترامپ، پرسشی تاریخی مطرح می‌کند: آیا نیروهای مسلح ایالات متحده اکنون به‌صورت قراردادی و به نفع کشورهایی به کار گرفته می‌شوند که ترامپ و خانواده‌اش را ثروتمند کرده‌اند؟! فهرست بلند است. و اکنون، نیروی نظامی ایالات متحده به کار گرفته شده تا دقیقاً به نفع همان کشورهایی وارد جنگ شود که ترامپ و خانواده‌اش را ثروتمند کرده‌اند. اسنایدر تأکید می‌کند که این پیش‌زمینه فساد باید دست‌کم در هر گزارش خبری از این جنگ ذکر شود. در کنار تهدید علیه دموکراسی، فساد شخصی دومین چارچوب تفسیری را به دست می‌دهد.

به این ترتیب، به نقطه تلاقی دو چارچوب می‌رسیم: سیاست خارجی و فساد شخصی. با توجه به الگوی آشکار و حیرت‌انگیز فساد مالی، باید پرسید: مگر نه اینکه نیروهای مسلح ایالات متحده، که با بودجه مالیات‌دهندگان آمریکایی تجهیز شده‌اند، اکنون به صورت قراردادی و اجاره‌ای به کار گرفته شده‌اند؟!

نتیجه‌گیری: جنگ، زمان پرسیدن است؛ 

تیموتی اسنایدر در بخش پایانی یادداشت خود هشدار می‌دهد که جنگ موقعیتی است که به ما می‌گویند سؤال نپرسیم. «اکنون زمان وحدت است»، «از سربازان حمایت کنید»، «بگذارید تاریخ قضاوت کند» - اینها کلیشه‌هایی هستند برای به تعویق انداختن اندیشیدن. اما جنگ درست همان لحظه‌ای است که باید پرسید. 

جمله پایانی اسنایدر، سنگ‌محک این حقیقت است: «جنگ صفحه سفیدی نمی‌آورد که ناگهان مجبور باشیم چرندیات را فقط به این دلیل که رهبر می‌گوید باور کنیم. برعکس، جنگ فرصتی است تا مغز پوچی و هسته ویرانی را که به خوردمان می‌دهند، با چشم ببینیم. و وظیفه ما به عنوان شهروند - و وظیفه من به عنوان مورخ - همین دیدن و پرسیدن است.»

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • غزل.سلطانی IR ۱۵:۱۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
    بی‌گمان سالهاست.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی